- دید و بازدید -  آیدین آغداشلو   *** aydin aghdashloo
آیدین آغداشلو   *** aydin aghdashloo
هنرمند بزرگی  که در بین 100 هنرمند برتر قرن جای دارد

The Secret Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 20 مهر ماه سال 1386
یادداشتی برای آیندگان
کارنامه کوتاهی از برترین هنرمندان یکصد سال گذشته ایران برای نسل آینده
 
 
 
سخنی با نوجوانان

 

دکتر میکائیل خسروی
عضو هیئت مدیره کانون نظرسنجی پاسارگاد

چه بسا بسیاری از شما هنوز حتی نام بزرگان هنر و فرهنگ مان را نشنیده باشید لذا برای یاد آوری و ذکر خیر بزرگان فرهنگ و هنر ایران به اجمال نگاهی و اشاره ای کوتاه دارم بر دستاوردهای آنها .

 

زندگینامه و آثار   کمال الملک (  Kamal al-Mulk )

۱- کمال الملک                      = "محمد غفاری "نقاش بزرگ اواخر قاجاریه ، صاحب اثر تالار آینه  (که بسیاری معتقدند هنوز اثر نقاشی به این زیبای خلق نشده است) چندین شاگرد او جزو صد هنرمند برگزیده قرن هستند از  جمله استاد مرحوم ابوالحسن خان صدیقی  و  استاد مهدی سجادی ، نقاش مقیم پاریس .

زندگینامه و آثار  ارد بزرگ (  Great Orod  )
2- اُُرد بزرگ                       = طنزآرای برتر ایرانی صاحب اثر جهانی " یادت همچنان باقیست " هنرمندی وطن پرست بوده که تا کنون صدها کاریکاتوریست تربیت نموده است اولین کتاب آموزش طنزآرایی ایران را نگاشته است در مورد او کتابهایی نگاشته اند از جمله " برآیند  " که حاوی سخنان حکیمانه اوست و " قاره کهن " که تفکر اجتماعی و تاریخی اش را نشان می دهد کتاب "برانگیختگان  " نیز در مورد همانندیهای فکری ارد بزرگ با فردریش نیچه و جبران خلیل جبران است .

زندگینامه و آثار  مرتضی ممیز (  momayez )
3- استاد ممیز                      = پدر گرافیک نوین ایران ، او با شناخت هنر مدرن و تلفیق آن با سمبولهای تاریخی ایران توانست گرافیک ایران را بومی کند او اولین کتابهای آموزشی این هنر را در ایران نوشت و شاگردان بسیاری تربیت کرد

زندگینامه و آثار  ابوالحسن خان صدیقی ( sadighi )
4- ابوالحسن خان صدیقی         = سازنده زیباترین اثر مجسمه سازی تاریخ ایران (مجسمه نادر شاه افشار )، صاحب اثر جاودانه مجسمه فردوسی ، و صدها اثر ماندگار دیگر، سفرای دیگر کشورها پیشتر لقب میکلانژ شرق را به او داده اند

زندگینامه و آثار  هوشنگ سیحون ( houshang_seyhoun )
5- هوشنگ سیحون                = طراح اثر جاودانه آرمگاه حکیم عمر خیام  که به اعتقاد بسیاری زیباترین بنای یادبود عصر حاضر بوده است البته بناهای دیگری همچون بوعلی سینا در همدان و کمال الملک در نیشابور و آرامگاه نادرشاه افشار از دیگر آثار ماندگار استاد است شاگردانش به او لقب "مرد بناهای ماندگار" را داده اند

زندگینامه و آثار مسعود کیمیایی ( Masood Kimiaee )
6- مسعود کیمیای                  = سازنده فیلم قیصر که به اعتقاد بسیاری از منتقدان سینما همچنان بهترین اثر تاریخ سینمای ایران است فیلم دیگر او یعنی گوزنها شاید تنها فیلمی باشد که در تاریخ سیاسی ایران نیز نامش درج شود چرا که هنگام دیدن این فیلم در سینما رکس آبادان 400 نفر زنده زنده در آتش سوختند ، و راز قتل آنها همچنان جزو ابهامات تاریخ است

زندگینامه و آثار  مهدی اخوان ثالث( akhavan )
7- مهدی اخوان ثالث(م.امید)= صاحب اثر زمستان  که شاید کمترین ایرانی فرهنگ دوستی آن را نشنیده و یا حفظ نباشد این شعر به اعتقاد همگان بهترین شعر نوی تاریخ معاصر ایران است اخوان توانست موج تجدد در شعر را با غنای شعر کلاسیک ایران تلفیق کند و به اعجازی قدرتمند در کلام دست یابد

زندگینامه و آثار   صادق هدایت ( sadegh hedayat )
8- صادق هدایت                  = پدر رمان نویسی مدرن ایران او صاحب اثر جهانی بوف کور است که تاکنون به دهها زبان زنده جهان ترجمه شده است دلایل تراژدی مرگ او همچنان در پرده ابهام است او صاحب دهها نوشته و رمان بوده که بسیاری از آنها در حال حاضر حالت مرجع را دارند و تعدادی هم منبع الهام نمایشنامه نویسان و دست اندرکاران عرصه سینما شده است

زندگینامه و آثار   بهروز وثوقی ( behrouz Vossoughi )
9- بهروز وثوقی                  = بازیگر خوش سیمای دهه پنجاه ایران او با فیلم قیصر جاودانه شد البته بازیهای او در فیلمهای دیگری همچون رضا موتوری ، سوته دلان و گوزنها نیز جزو شاهکارهای تاریخ سینما محسوب می شود

زندگینامه و آثار    کاوه گلستان (  kaveh golestan )
10- کاوه گلستان                 = عکاس صحنه های درگیری و تغییر نظام سیاسی در ایران ، او صاحب ماندگارترین عکسهای تاریخ انقلاب سال 1357 است آثاری که در پشت خود شجاعت و حس مسئولیت عکاس را نشان میدهد مسلما کتابهای تاریخ آیندگان با آثار او زینت خواهد شد

زندگینامه و آثار  حسن شماعی زاده( shamaizadeh )
11- حسن شماعی زاده          = تقریبا اکثر آهنگهای زیبای خوانندگان پاپ  دهه پنجاه و شصت ایران را او ساخته است با ساخته های او بسیاری ستاره شده اند و چون از او دور شدند افول کردند آثار میهن پرستانه او شاید هیچ وقت دیگر تکرار نشود آنهای که با موسیقی پاپ آشنایی دارند قدرت تسلط او را، بر سازها و همچنین فولکلور نواحی و مناطق مختلف ایران را می ستایند

زندگینامه و آثار  محمدرضا شجریان ( shajarian )
12- استاد شجریان               = او قافله سالار موسیقی سنتی ایران در دو دهه گذشته است او توانست موسیقی سنتی در حال نابودی ایران  را از دل تاریخ بیرون کشیده و با حفظ ویژه گیهای آن در قالبی منظم و منطقی دوباره به عرصه وارد کند بی تردید او مسلط ترین هنرمند موسیقی سنتی حال حاضر ایران است البته چالش او با غول رسانه ای ایران یعنی صدا وسیما ، سالها او را در کانون توجه فرهنگ دوستان قرار داده بود

زندگینامه و آثار یدالله کابلی خوانساری ( Kaboly Khansari )
13- استاد کابلی خوانساری     = کسی که توانست به تنهای خط شکسته نستعلیق ایران را احیا کرده و قوانین و نظمی مدرن به آن بدهد هرچند او تقریبا در حاشیه خوشنویسان دولتی ایران قرار گرفته است اما توانسته بهترین شاگردان شکسته نویس ایران را تربیت کند به واقع او صاحب جایگاهی است که در صدها سال است کسی نتوانسته بود پر کند

 

در پایان یاد آوری یک نکته را ضروری می دانم و آن مطلب این است که اگر ستارگان  آسمان هنر کشورمان را نادیده بگیریم آنگاه چیزی برای اثبات هویت ایرانی خود نخواهیم داشت ! .

در تمام اعصار ، هنرمندان پیشرو حافظان مرزهای فرهنگی کشور بوده اند و چه بسا در حال حاضر کشورها و قومیت های خود ساخته ای باشند که با ابزار هنر برای خود تاریخ ! و فرهنگی نوین می سازند و تاسف بارتر آنکه ، بسیاری از جوانان ما  آن فرهنگ های کذای را عین حقیقت می پندارند و متاسفانه بزرگان فرهنگ خویش را منکر...

 

 برگرفته از :

 http://3000-2.blogfa.com/

 


یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1385
زندگینامه و آثار این هنرمند برجسته

آیدین آغداشلو پس از کمال الملک / ارد بزرگ / مرتضی ممیز / ابوالحسن خان صدیقی / هوشنگ سیحون / مسعود کیمیای / مهدی اخوان ثالث / صادق هدایت / بهروز وثوقی / کاوه گلستان / حسن شماعی زاده / محمد رضا شجریان / یدالله کابلی خوانساری / داریوش اقبالی / علی حاتمی / داریوش مهرجویی / اردشیر محصص / پرویز پرستویی / محسن دولو / صمد بهرنگی/ هوشنگ گلشیری / هایده / ایرج قادری / حمیرا / نیما یوشیج / علی‌اکبر صنعتی / حسن میرخانی / عباس اخوین / سیاوش قمیشی / محمود دولت آبادی / محمدکریم پیرنیا / غلام حسین امیرخانی / جمشید مشایخی / مریم زندی / محمود فرشچیان / عزت ا.. انتظامی / بهرام بیضایی / سهراب سپهری / ژاله علو / احمد محمود / پرویز شاپور / حجت الله شکیبا / اکبر عبدی / مرتضی کاتوزیان / فروغ فرخزاد / محمد علی فردین / ساموئل خاکچیان / میرزاده عشقی / کامبیز درمبخش / بیژن مرتضوی / معین / محمود کلاری / بابک بیات / حسین علیزاده / ابراهیم حاتمی کیا / محمد علی جمال زاده / پوران / جواد معروفی / مهدی سجادی / خسرو شکیبای / شهرام ناظری / حسین لرزاده / شهره آغداشلو / مهدی هاشمی / جواد علیزاده / ناصر چشم آذر / بزرگ علوی / جهانگیر الماسی / گلاب آدینه / بنان / فرهاد مهراد / ابی حامدی / احمد میر علایی / محمد نوری و محمد علی کشاورز

در ردیف ۷۶ برگزید گان بزرگترین نظرسنجی جامع ، تاریخ هنر ایران قرار گرفته است در این نظر سنجی بیش از 5000هزار نفر از عموم مردم ایران شرکت کرده اند و نتایج آن بشکل آنلاین بر صفحه هات اینترنتی قرار گرفته و بجز 8 نفر از زُبده ترین وبلاگ نویسان کشور حداقل 65 وبلاگ نویس دیگر بر کل انجام نظر سنجی و  شمارش صحیح آرا نظارت کامل نموده اند.و اما مطالبی در مورد این هنرمند برجسته :

 

 

 

 

متاسفانه در حال حاضر بیوگرافی خاصی از ایشان در اختیار نداشتیم لذا تنها به متن ذیل که سخنرانی ایشان در لندن است فعلا اکتفا می کنیم


 

123201.jpg
هر انقلابى آغاز سال صفر را اعلام مى کند. چنین سالى نمایانگر تصور انسانى است که مى خواهد به یک باره جهانى بسازد متفاوت از آنچه که بود و با سرعت و شدت تغییراتى را بنیان گذارد که وسیع و گسترده است و تقریباً شامل همه چیز و همه جا مى شود.
انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران نیز با چنین آرمانى آغاز شد و پس از استقرار گرچه نه مانند انقلاب کبیر فرانسه که در آن نام  ماه هاى سال را نیز تغییر دادند- به تغییر در همه وجوه دل بست و دست زد. اما اگر انقلاب هاى جهان عموماً به آینده پرداختند و برگذشته چشم بستند انقلاب ایران در عین حال به رجوع و بازیابى ارزش هاى گذشته نیز چشم دوخت و کوشید مفهومى اسلامى _ ملى را که «جهانى» نیز باشد عرضه کند و هنر به عنوان یکى از مهمترین دستاوردهاى فرهنگ اصیل و قدیم ایرانى از نخستین زمینه هایى بود که در این عرصه به آزمون درآمد.
نخستین سال انقلاب به توقف اغلب زمینه هاى هنرى و بازسازى آنها گذشت که در این میان باید به تئاتر، سینما، نقاشى، مجسمه سازى، معمارى و موسیقى اشاره اى ویژه داشت. اما هنرمندان گرافیک، نقاشى دیوارى، شعر و ادبیات و عکاسى با شتابى قابل توجه به آفرینش هاى تازه و متفاوتى پرداختند که نمونه اى قابل قبول و ماندگار در میانشان کم نبود.
انقلاب ایران نیز پس از مدت کوتاهى نظیر انقلاب کبیر فرانسه با دشمن خارجى خود روبه رو شد و کمى پیشتر از آن نیز مانند اغلب انقلاب هاى دیگر شورش هاى قومى پراکنده اى را گذرانده بود - که اگر نه مانند جنگ هاى داخلى پس از انقلاب اکتبر شوروى طولانى و گسترده - اما همچنان خطیر و کاهنده بود و نکته قابل توجه این بود که جنگ هشت ساله با عراق «هنر انقلابى» را با «هنر دوران جنگ» پیوند داد و در زمینه هایى مانند مارش ها و سرودهاى جنگى و پوسترها و فیلم هاى سینمایى آثارى خاص و تازه به وجود آمد.
این جنگ خونین - که سه سال از جنگ دوم جهانى طولانى تر بود - انعکاس و تاثیر چندانى در میان هنرمندان مشهور و قدیمى باقى نگذاشت و - برخلاف تعهدى که هنرمندان مهم و معتبر شوروى در زمان و در سال هاى پس از جنگ میهنى در این زمینه ایفا کردند -تنها به اشاره هایى پراکنده و حاشیه اى اکتفا کردند.
نسل گذشته هنرمندان ایرانى _ به استثناى چند روشنفکر و هنرمند مذهبى- به مقدار قابل توجهى از جنبش روشنفکرانه چپ دهه هاى ۵۰ و ۶۰ اروپایى تاثیر گرفته بود و در شعر، ادبیات و سینما و تئاتر زمینه هاى ایدئولوژیک خود را اشاعه مى داد. این بخش که بدنه اصلى جنبش هنرى و روشنفکرانه ایران را -که از دهه ۳۰ میلادى شکل جامع تر و کامل ترى به خود گرفته بود- تشکیل مى داد پس از سرکوبى و به حاشیه  رانده شدن «چپ ایران» در سه سال پس از انقلاب از انعکاس و تصویرگرى انقلاب و جنگ کناره گرفت و بیشتر به نظاره گرى پرداخت. هنرمندان مستقل غیرچپ نیز _ که تعدادشان چندان زیاد نبود- از موضع گیرى مشخص طفره رفتند و به مسائلى کلى تر و شخصى تر پرداختند.
اما نسلى که همراه با انقلاب رشد و حرکت کرده بود با تعدادى بیشتر و مهارتى کمتر جایگاه خود را جست و جو کرد و یافت. با تاسیس «حوزه اندیشه و هنر اسلامى» که به صورت یک مرکز فرهنگى برنامه ریزى شد هنرمندان جوان انقلابى مکان مناسبى را براى کسب تجربه هاى تازه در زمینه هنرهاى تجسمى و سینما و تئاتر سراغ کردند و تعدادى از هنرمندان مشهور این سال ها از آنجا برخاستند که از آن میان - و تنها به عنوان مثال - مى توان به حسین خسروجردى در نقاشى و هنر جدید و محسن مخملباف در سینما اشاره کرد. بدیهى است هنرمندان متعددى- چه به صورت گروهى و چه به صورت انفرادى- هنر انقلاب ۲۰ سال اخیر را راه برده اند و فیلم هاى متعددى درباره سال هاى جنگ - که دیگر از انقلاب قابل تفکیک نیست - و نقاشى ها و نمایشنامه ها و شعرها و رمان هاى بسیارى با اشاره و تمسک و رجوع به اسطوره هاى مذهبى - که باز همچنان از انقلاب قابل تفکیک نیست -پدید آورده اند.
123198.jpg
این نسل با تکیه به دستاوردهاى شخصى خود و با برخوردارى از پس زمینه مذهبى و مردمى همیشه موجود در فرهنگ گذشته ایرانى- که در سال هاى دهه ۶۰ میلادى نیز به صورت مکتب سقاخانه پیروان قابل توجهى یافت - توانستند تصویر و تصور متفاوتى را عرضه کنند که اگر دقیق و منصفانه داورى کنیم هرچند با مهارت هاى فنى و جامعیت و خلاقیت هنرمندان نسل قبل از انقلاب بسیار فاصله دارند اما همچنان بازگوکننده چالش و تلاشى تازه هستند که پیش از آن با چنین شکل و قواره اى سابقه نداشته است. از میان نقاشان این نسل تازه مى توانم به خسرو حسن زاده اشاره کنم که از خانواده اى عادى و خارج از سنت روشنفکرانه برخاسته است و این روزها به خاطر نمایشگاه هاى متعددى که در خارج از ایران برپا مى کند در میان هنردوستان اروپایى و آمریکایى و شاید بیشتر از داخل ایران شناخته شده است. او به نمایندگى نسلى از هنرمندان بعد از انقلاب  به جنگ و انقلاب نگاهى تازه و دوباره دارد و بى  آنکه از دوردست و بى تعلق قلبى به آن نگاه کند در شکلى جدید و خلاقه داورى خود را بازگو مى کند.
هنر انقلابى ایران مانند هر هنر انقلابى دیگرى مستقیم، برانگیزاننده، تبلیغاتى و شعاردهنده است و مانند دیگر نظایر خود خطى صریح و قطعى میان خیر و شر، درست و نادرست و حق و باطل مى کشد. به همین خاطر شاید آن را به سختى بتوان در متن هنر جست و جوگر پیچیده و رو در آینده قرن بیستم قرار داد و به همین سبب باید آن را در مجموعه هنر انقلابى قرن بیستم میلادى قرار داد و تماشا کرد. نوع هنرى که از اواخر قرن هجدهم تا به امروز نمونه هایى گاه درخشان و گاه پیش پا افتاده خلق کرده است: از ژاک لویى داوید تا نقاشان رئالیست، سوسیالیست شوروى تا فیلمسازان کوبایى تا نقاشان دیوارى مکزیکى تا دیه گو ریورا تا هنرمندان مائوئیست انقلاب فرهنگى چین و تا بسیارى دیگر و به کارگیرى معیار هنر خالص و ناب در داورى آنکه شاید در جاهایى هم به پاسخ هایى مناسب و نمونه هایى درخشان برسد چندان دقیق و راهگشا نخواهد بود. بدیهى است منظورم از این نکته پیشنهاد به کارگیرى معیارهاى دوگانه نیست اما بدیهى مى دانم که هر هنرى در چارچوب «آرمان و اجرا»ى خاص آن سنجیده شود.
هنر انقلابى ایران اگر نتوانست معمارى قابل توجهى پدید آورد و با در نظر گرفتن پس زمینه معمارى سنتى درخشان ایرانى در بناهاى مذهبى نمونه هایى زیبا و فاخر به صورت بناهاى یادبود و مساجد و یا مقبره ها عرضه کند، اگر در عرصه موسیقى یا شعر و ادبیات از حد و حدودى معین که نیت کرده بود نتوانست فراتر رود اما در زمینه نقاشى دیوارى و عکاسى خبرى به جایگاهى قابل توجه دست پیدا کرد. پس از گذشت ۲۵ سال شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که موفقیت ها و عدم موفقیت هاى هنر انقلابى ایران را بررسى و برآورد کنیم؛ هنر انقلابى ایران هنرى است خودساخته و با تکیه اى مختصر بر هنر رسمى ما قبل خود چرا که بنیان گرفت تا گذشته بلافاصله خود را طرد و انکار کند و برجاى آن بنشیند و از همین رو بود که خوشنویسى و نگارگرى و موسیقى سنتى را - بى توفیق چندانى- برکشید و در حق هنرمندان و روشنفکرانى که حتى در زمان جنگ مردمشان را ترک نکرده بودند جفا روا داشت. هنر انقلابى ایران در رشته ها و شاخه هایى توانست حضور و امتداد انقلاب را تاکید کند و با قشر مخاطبانش رابطه برقرار سازد هرجا که توانست چیزى را بسازد تاثیرگذار شد اما هنرهاى مستقر پیش از خود را نتوانست طرد یا متوقف کند و در بسیارى از جاها مانند هنرهاى تجسمى حتى از آن سود برد و به آن تکیه کرد. چالش و رویارویى با جهان غرب که از ارکان اندیشه انقلابیون بود به نتیجه اى قطعى نرسید و حاصلى تناقض آمیز برجا نهاد چرا که مى خواست از روش هاى بیگانه استفاده کند اما تفکرى را که مآلاً به ساخت و ساز چنان روشى انجامیده بود نادیده بگیرد و کنار بگذارد. چنین چالشى در هنرهاى تجسمى مثلاً باید به ترکیب متعادل و معتدلى مى انجامید آمیخته از نگارگرى قدیم ایرانى و خوشنویسى و هنر مذهبى و نونگرى روش هاى اجرایى و فنى غربى اما در عمل معلوم شد که نگارگرى و خوشنویسى سنتى بنیاناً اهداف انقلابى را نمى توانند حمل کنند و تجسم دهند. این شد که هدف و آرمان اولیه چنین تجمعى ناچار قالب هاى مناسب خود را به صورت هایى دیگر و در جاهایى دیگر جست و جو کرد، جست و جویى که نسل اول هنرمندان انقلابى همچنان درگیر آنند.
۱۰ سال اخیر سال هاى رشد و گسترش هنر جدیدى هستند که با همه تعلق خاطر هنر انقلابى را دور زده و مخاطبه اش را با طبقه فرهیخته ایرانى و جهان معاصر آغاز کرده است. سینماى غیرتجارى ایران معمولاً در جشنواره هاى جهانى نمایش داده مى شود و براى همان جاها ساخته مى شود. شعر و ادبیات جنبه هاى مردم گراى خود را بسیار تقلیل داده اند و نویسندگانى چون آذر نفیسى یا رضا براهنى مقیم خارج مانده اند. هنر جدید با حمایت و پشتیبانى هوشمندانه مدیر برخاسته از انقلاب موزه هنرهاى معاصر تهران در بى ینال هاى معتبر به نمایش درمى آیند و کم نیستند هنرمندان انقلابى پیشتازى که در این میان جایگاه خود را یافته و حفظ کرده اند.
نسل جدید و پرکارى از هنرمندان جوان ایرانى در تمامى رشته هاى هنرى آثار فراوانى به وجود مى آورند که اهمیت یا شکل گیرى شان به خاطر اپوزیسیون جهت گیرانه آنان و یا صرفاً در امتداد انقلابى بودنشان نیست. انسان تازه اى متولد شده است و جایگاه خود را جست و جو مى کند و مى طلبد که در جاهایى هم این جایگاه را به درستى لمس کرده است.
من خود که تمامى سال هاى پس از انقلاب را در ایران مانده ام و به عنوان نقاش و نویسنده و کارشناس کار کرده ام مى توانم با ستایش و تائید به نسلى- چه انقلابى چه غیرانقلابى- که پس از انقلاب کار کرده اند نگاه کنم و آغاز انقلاب را به عنوان خاستگاه اصلى این نسل به شمار آورم و گمان دارم در این راه تشخیصم چندان دور از حقیقت نباشد. چرا که هر چند انقلابى نبوده ام، اما سعى کرده ام چشمانم را بر روى واقعیت اطرافم نبندم. در انتهاى سخنانم، دوست دارم از حوصله و صبر حاضرین استفاده بیشترى ببرم و به یکى از مهم ترین دستاوردها و نقطه  هاى اوج هنر «انقلاب و جنگ» در ایران سال هاى بعد از انقلاب اشاره کنم که پیش تر از این نیز در هر موقعیت ممکنى، از معرفى آن باز نایستاده ام. براساس سنت و عادتى که آرام آرام شکل گرفت و گسترده شد، چهره شهیدان جنگ هشت ساله بر روى دیوارهاى وسیع شهرها نقاشى و نقش شد و در طول سال هاى پس از جنگ نیز به صورت شیوه اى رایج و مرسوم درآمد و هنوز هم ادامه دارد.
123207.jpg
این نقاشى ها اغلب به صورت سفارش نهادهاى مسئول و در جاهایى نیز به صورت اداى دین و سپاسگزارى و ستایشى خصوصى، در اندازه هاى بسیار بزرگ کار شدند. در یکى از شهرهاى شمالى ایران دیوارى را دیدم که در طول سال ها، تصاویر شهداى جنگ را در کادرهاى یک اندازه و در کنار هم کار کرده بودند که هر یک از آن تصاویر، کار هنرمند مبتدى و متفاوتى بود. مجموعه تصاویر روى دیوار که بخشى از آن نیز در انتظار تصاویر شهداى بعدى خالى مانده و ناتمام رها شده بود، در بنیان و مفهوم با اثر مشهور «صد و یک تک چهره» گرهارد ریشتر، هنرمند معتبر معاصر قابل مقایسه بود.
تصاویر شهدا بعدها در شهرهاى کوچک و بزرگ زیاد شدند و هر جا که دیوارى خالى بود، تصویرى بر روى آن نقاشى مى شد و این طور شد که حضور و نظاره غیرقابل انکار و گریز شهدا، سراسر شهرها را فرا گرفت. انگار جوان هایى که جان عزیزشان را فداى حفظ انقلاب، اعتقاد و میهن شان کرده بودند، در یک یادآورى دائمى، نظاره مى کردند و حضورشان را به چشم مى کشیدند تا از یاد ما نرود- هیچ وقت- که چه سال هایى گذشت و چه جان هایى از میان رفت.
حضور گسترده، وسیع و سراسرى چهره شهدا در شهرها- هر چند شاید قطعیت و وضوح شان در طول سال ها کمرنگ تر شود و مردم عادت کنند که نبینندشان- واقعه اى یگانه و کم نظیر در تاریخ نقاشى دیوارى جهان است. در طول تاریخ و در هزاران دیوارنگاره چهره هاى شهداى مذهبى و مقدسین نقاشى شده است که از همین قبیل است چهره شخصیت هاى سیاسى یا قهرمانان بنام و یا آدم هاى مشهور و محبوب، اما اینکه صورت شهداى ساده و گمنام- و نه تنها سرداران جنگى مهم- نیز چنین جایگاه و مکان رفیعى بیابند و آدم هاى عادى و قابل دسترس، در یک استحاله ترفیع یابنده، شهر را آذین کنند و به اختیار خود درآورند، واقعه اى است که نظیرش را در جایى سراغ ندارم.
تعبیر و تعریف ما از هنر جدیدى که وسعت و گستره حیات شهرى را نشانه گیرد و حضور بزرگ شده و فاعلى خود را بر آن اعمال کند- مثلاً در کارهاى کریستو- با نمونه هایى که هم اکنون خواهیم دید قابل قیاس خواهد بود، نمونه هایى که- هر چند اغلب ساده و ابتدایى و به دست نقاشان عادى نقاشى شده- براى من و کسانى که سال هاى جنگ را با هم گذرانیده ایم، معنایى حسى تر، عمیق تر و بزرگ تر را به همراه دارد و شفقت و مهر و ستایش و تجلیل ما را بى چون و چرا برمى انگیزند و جایى عمده در روح را نشانه مى زنند.



تعداد بازدیدکنندگان : 5316


BON http://bon.blogsky.com/

BON http://bon.blogsky.com/